1-2- بیان مسئله3
1-3- اهداف تحقیق7
1-4- اهمیت وضرورت پژوهش7
1-5- پرسشهای تحقیق9
1-6- تعریف نظری و عملیاتی متغیرها9
فصل دوم مبانی نظری و پیشینه پژوهش
مقدمه11
2-1- مبانی نظری سازه طلاق11
2-1-1- انواع طلاق13
2-1-2- تعارض ناشی از طلاق عاطفی18
2-1-3- نظریه های طلاق عاطفی20
2-1-3-1- نظریه طلاق عاطفی کسلر20
2-1-3-2- نظریه سیستمی کیفیت زناشویی مارکز20

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-1-3-3- نظریه مثلث عشق استرنبرگ21
2-1-3-4- نظریه نظم خورد چلبی22
2-1-4- عوامل موثر بر اختلاف زناشویی و طلاق 24
2-1-4-1- وقت صرف کردن با هم24
2-1-4-2- تقسیم کار25
2-1-4-3- نگهداری از بچه ها26
2-1-4-4- مسایل مالی28
2-1-4-5- مسئله اقوام همسر29
2-1-5- تاثیرات طلاق30
2-1-5-1- تاثیر طلاق و اختلافات زناشویی بر زنان30
2-1-5-1-1- عوارض فردی34
2-1-5-1-2- عوارض خانوادگی 35
2-1-5-1-3- عوارض اجتماعی36
2-1-5-2- تاثیر طلاق و اختلافات زناشویی بر کودکان36
2-2- مبانی نظری سازه سازگاری49
2-2-1- تعریف سازگاری49
2-2-2- نظریات سازگاری50
2-2-3- خصوصیات افراد سازگار51
2-2-4- ابعاد سازگاری53
2-2-5- شاخصهای سازگاری55
2-2-6- افسردگی57
2-2-7- اضطراب59
2-2-8- پرخاشگری63
2-3- پیشینه پژوهش65
2-3-1- پیشینه پژوهش درخصوص تأثیرطلاق و اختلافات زناشویی برسازگاری زنان65
2-3-2- پیشینه پژوهش درخصوص تأثیرطلاق و اختلافات زناشویی برسازگاری کودکان69
فصل سوم روش تحقیق
3-1- نوع پژوهش75
3-2- جامعه، نمونه و روش نمونه گیری75
3-3- ابزار تحقیق75
3-4- روش اجرا80
فصل چهارم یافته ها
4-1- یافته های توصیفی مربوط به متغیر های پژوهش82
4-2 بررسی سئوالات پژوهش83
فصل پنجم بحث و نتیجه گیری
5-1- مقدمه88
5-2- خلاصه پژوهش88
5-3- تفسیر یافته‌های مربوط به سؤال اول پژوهش88
5-4- تفسیر یافته‌های مربوط به سؤال دوم پژوهش92
5-5- پیشنهادات96
5-6- محدودیتها و مشکلات تحقیق97
منابع و مآخذ
منابع و مآمذ99
پیوست ها
پیوست ها129
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
جدول3-1- خرده مقیاس ها و سوال های مربوط به آنها78
جدول 3-2- شدت هر یک از خرده مقیاس ها78
جدول 4-1- یافته های توصیفیمتغیرهای پژوهشمربوط به نمراتگروه های طلاق عاطفی و طلاق رسمی82
جدول4-2- اثر پیلای و لامبدای ویلکز83
جدول4-3- ماتریس همبستگی ابعاد سازگاری کودکان84
جدول4-4- اثر پیلای و لامبدای ویلکز84
جدول 4-5- تحلیل واریانس چند متغیره کودکان خانواده طلاق رسمی و خانواده طلاق عاطفی در اضطراب، افسردگی، استرس و پرخاشگری 85
جدول4-6 – فراوانی و درصد و نتایج آزمون خی دو متغیر شدت علائم افسردگی86
جدول 4-7- فراوانی، درصد و نتایج آزمون خی دو متغیر شدت اضطراب86
جدول 4-8- فراوانی، درصد و نتایج آزمون خی دو متغیر استرس87
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی تفاوت سازگاری زنان و کودکان درخانواده های درگیر طلاق رسمی و طلاق عاطفی می باشد.در این مطالعه سازگاری بعنوان یک متغیر وابسته می باشد که در زنان و کودکان در گیر طلاق عاطفی و رسمی ارزیابی می شود. نمونه ها شامل یک گروه طلاق رسمی که عبارت است از 50 زن مطلقه و 50 فرزند 10-12 ساله آنها و یک گروه طلاق عاطفی که شامل 34 زن درگیر طلاق عاطفی و فرزند10-12 ساله آنها می باشد که با روش نمونه گیری در دسترس در شهر شیراز انتخاب شده اند. برای شناسایی زنان درگیر طلاق عاطفی نمره آنان در مقیاس طلاق عاطفی مد نظر بود که روایی وپایایی آن مورد تایید قرار گرفت. در بررسی سازگاری زنان از پرسشنامه سازگاری بل و برای سازگاری کودکان از پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (AQ)و پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس کودکان(DASS) استفاده شد. پس از اجرای این مقیاسها بر روی نمونه ها اطلاعات گردآوری شده به روش علی مقایسه ای بررسی و بوسیله SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن بود که بین سازگاری زنانی که دچار طلاق عاطفی شده اند و زنانی که طلاق رسمی گرفته اند، تفاوتی وجود ندارد. اثر پیلای و لامبدای ویلکز تحلیل واریانس چند متغیره معنادار نبود لذا از ارائه نتایج این تحلیل واریانس (که F آن نیز غیرمعنی دار بود) خودداری شد. با این حال بین سازگاری کودکان دو خانواده تفاوت های معناداری یافت شد؛ بدین ترتیب که کودکان خانواده های طلاق عاطفی از کودکان خانواده های طلاق رسمی افسردگی، استرس و پرخاشگری بیشتری نشان دادند. تفاوت دو گروه کودکان در متغیر پرخاشگری به طور چشمگیری بارز بود.
واژگان کلیدی: طلاق رسمی، طلاق عاطفی، سازگاری
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
تحقیقات نشان داده که طلاق یکی از ده رویداد اولیه و مهم در زندگی انسان می باشد. عده ای از محققان اعتقاد دارند که طلاق به عنوان یکی از حوادث زندگی نقش اولیه و حساسی در ایجاد افسردگی دارد(پیکل1 و همکاران، 1971).
در تحقیق ها و تحلیل های زیادی که در رابطه با پدیده ی روز افزون طلاق در دنیای کنونی صورت گرفته، به حقیقت وجود کودکان کمتر توجه شده است. این کودکان نمی دانند پس از جدایی پدر و مادر چگونه افکار و احساسات خود را کنترل کنند و از همه مهم تر چگونه با پدر و مادر خود رفتار منصفانه ای داشته باشند(سینتیا مک گرگور2، 1386).
کارشناسان بر این باورند که فرایند طلاق در اکثر مواقع این سیر را طی می کند: اختلافات جزئی ، تکرار اختلافات جزئی و جدی شدن آنها ، جدایی یا بی میلی یکی از زوجین به طرف مقابل ، قهرهای طولانی وتکرار آنها، خستگی زوجین ازقهرها و درگیری ها ، طلاق عاطفی ، طلاق رسمی (محمدی ،1383).
تحقیقات زیادی در خصوص پدیده طلاق رسمی، پیشایندها و پیامدهای آن صورت گرفته است؛اما نوع خاصی از طلاق به نام طلاق عاطفی توجه تحقیقاتی بسیار اندکی دریافت کرده است. طلاق عاطفی به سردی رابطه میان زن و شوهر گفته می‌شود درواقع در این رابطه ضعف ارتباط عاطفی زن و شوهر منجر می‌شود به سردی تمامی روابطی که یک زوج می‌توانند با هم داشته باشند مانند رابطه روحی، جسمی، عاطفی و حتی گفتاری. وجود این مشکل در یک رابطه باعث بی‌مهری و کم شدن انرژی مثبت در خانواده می‌شود؛ زوج‌ها در بیگانگی دنیای یکدیگر گم شده‌اند و فقط برای هم حکم یک هم‌خانه یا یک مصاحب که به او عادت کرده‌اند را دارند. این افراد با فاصله‌ای که از لحاظ روحی و جسمی با یکدیگر دارند خط قرمزهایی را برای همدیگر مشخص کرده‌اند و هرکدام در خلوت خود دیگری را متهم می‌کند. عدم درک صحیح از رفتار و گفتار یکدیگر، نداشتن شناخت کافی از روحیات طرف مقابل و عاقبت بی‌علاقگی و سردی نسبت به شریک زندگی خود همه و همه ‌دست به دست هم می‌دهد تا یک طلاق عاطفی را در زندگی زوج‌ها به‌وجود بیاورد.هیچ آمار دقیقی از میزان وجود طلاق عاطفی در دست نیست ولی می‌توان به جرات گفت آمار طلاق عاطفی در کشورما از طلاق قانونی بیشتر است(محمدی ،1383). با در نظر گرفتن این نکته که تا کنون علیرغم توجه به طلاق رسمی ، مسئله طلاق عاطفی کمتر مورد بررسی دقیق علمی قرار گرفته است و از آنجا که بررسی سازگاری در طلاق عاطفی در شناخت بهتر این پدیده و بالطبع در شناخت پیامدهای آن مؤثر می باشد، پژوهش حاضرسعی در بررسیسازگاری زنان و کودکان در این نوع طلاق دارد.

1-2- بیان مسئله
خانواده در همه ادوار تاریخ به انواع مختلفی از مکانیسمها مجهز بوده که امکان بقا افراد آن سیستم را در شرایط سخت و استرس زا فراهم می ساخته است؛ طلاق یکی از این مکانیسمها است ( پرایس3 و مک کنری، 1988). طلاق را بعنوان انحلال قانونی آن دسته از روابط زناشویی تعریف می کنند که از لحاظقانونی و اجتماعی به رسمیت شناخته شده است. این انحلال وظایف، تعهدات و مزایای دو شخص درگیر در رابطه را تغییر می دهد. طلاق تغییر عمده‌ای در زندگی می باشد که پیامدهای اقتصادی، فردی، اجتماعی، قانونی، آسیب شناسی و فرزندپروری وسیعی دارد.
چون در جامعه ایران از یک سو طلاق امری مکروه و ناخوشایند است و از سوی دیگر موانع قانونی، عرفی، اقتصادی و اجتماعی فراوانی برای طلاق رسمی در کشور وجود دارد، برخی از خانواده‌های ناراضی تن به طلاق رسمی نمی‌دهند بلکه به نوع دیگری از طلاق روی می آورند که طلاق عاطفینام دارد. دژکام (1390) طلاق عاطفی را این گونه تعریف می کند “در طلاق عاطفی دو نفر به صورت فیزیکی از یکدیگر جدا نمی شوند، بلکه کنار هم زندگی می کنند و شرایطی بر روابط آنها حاکم است که در طلاق متعارف وجود ندارد”.در واقع طلاق عاطفیتلاشی است برای خلاص کردن خودازرابطه فرساینده ونامطلوب وغیرقابل تحمل که نتیجه آن کاهش کیفیت رابطه و ازبین رفتن پیوندهای عاطفی است.
به عبارت دیگر طلاق خاموش یا همان طلاق عاطفی، نوعی از جدایی است که زن وشوهربدون این که به طوررسمی ازهم جداشوند،عواطف خودراازهم دریغ کرده وروی ازهم برمی تابند. زن ومردبااین که دریک خانه زیریک سقف زندگی می کنند، باهم کارمی کنند،باهممسافرت می روندو… امادراصل دوانسان بیگانه وبی تفاوت وبی احساس نسبت به هم هستندوهرکدام شان به مسائل وامورزندگی خود سرگرم می شوند. در این نوع زندگی، تنها چیزی که زوجین را به هم متصل می کند قراردادی است که در ابتدای زندگی آن را پذیرفته اند.در خصوص تفاوت طلاق رسمی و طلاق عاطفیمونتسکیو درکتاب روح القوانین می نویسد: طلاق رسمی بارهاکردن (که به نوعی همان طلاق عاطفی است) متفاوت است. اولی بارضایت طرفین ازدواج است، ولی دومی یک طرفه وباقهرتوأم است(مونتسکیو،1748).
جدیدترین اطلاعات آماری در ایران و جهان بیانگر افزایش طلاق در جوامع انسانی می باشد. البته در هیچ‌کدام از آمار و اعداد رسمی درصد و میزان طلاق عاطفی به شمار نیامده است. براساس نظر کارشناسان این نکت? ریز همان معضل بزرگی است که سبب گمانه‌زنی‌ها و راه‌کارهایی می‌شود که در نهایت نتیجه امیدبخشی به دست نمی‌دهند(ریحانی و عجم،1381؛ ظهیرالدین و خدایی فر، 1382؛ براملت4و موشر،2001؛ مرکز ملی آمارهای سلامتی آمریکا، 1995).تخمین زده می شود در ایران بیش از دو برابر طلاق واقعی و قانونی در کشور، طلاق عاطفی اتفاق می‌افتد و این یعنی در کنار حدود 14 درصد طلاق قانونی در ایران، حدود 30 درصد طلاق عاطفیرخ می دهد که اگر طلاق قانونی و طلاق عاطفی با هم جمع جبری شوندبرآورد می شود چیزی در حدود 45 درصد از خانواده‌های ایرانی از زندگی خود راضی نیستند(یارقلی ،????).
رئیس موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران معتقد است در ایران میزان طلاق عاطفی بسیار بیشتر از کشورهای غربی است. به اعتقاد وی هر چه امکان عملی طلاق بیشتر فراهم شود، خود به خود از میزان طلاق عاطفی کاسته می‌شود (موسوی،1389). در واقعبه علت پاره ای موانع اجتماعی، اقتصادی، عرفی و قضایی در کشور ایران طلاق رسمی امری دشوار و پیچیده است وبا موانع بسیار همراه است، در نتیجه میزان طلاق رسمی به نسبت میزان نارضایتی از خانواده کمتر می‌شود، اما در جوامعی که طلاق امکانات بیشتری دارد و یا موانع کمتری دارد، نسبت طلاق رسمی به طلاق عاطفی بیشتر است.
متأسفانه در ایران هیچ کاری در مورد طلاق‌های عاطفی انجام نشده است؛ البته در کشورهای دیگر نیز کار ویژه‌ای در این زمینه صورت نگرفته است و بیشتر برنامه‌ها برای کاهش فشارهای روانی بعد از طلاق بوده است (باستانی، ????). البته انجام هر گونه مداخله یا پیشگیری در این خصوص منوط به کسب اطلاعات دقیق و علمی در خصوص نرخ واقعی، سبب شناسی، پیامدها و نتایج برای افراد درگیر در این نوع خاص از طلاق می باشد.
تحقیقات بسیاری با عناوین و اهداف مختلف در زمینه رضایت زناشویی، ثبات زناشویی، طلاق، پیش بینی کننده های طلاق و تفاوت خانواده های در حال طلاق یا طلاق گرفته و عادی انجام گرفته است. نتایج این تحقیقات نشان می دهند طلاق سازگاری افراد درگیر در این پدیده را تحت تأثیر قرار می دهد و زنان و کودکان در این نوع خانواده ها نسبت به خانواده های عادی از سازگاری پایین تری برخوردارند (نظیر فراهانی،1379؛ فتاحی،1379؛ منجمی مطلق،1379؛ نوروزی، 1377؛ ملانقی، 1377؛ دهگانپور، 1377). به عنوان مثال بهاری( 1379) طی تحقیقی دریافت که زوجهای درحال طلاق نسبت به زوجهای عادی در سازه های سه گانه کارایی خانواده یعنی ابراز عواطف، نقشهای خانوادگی و حل مشکلات عملکرد ضعیف تری دارند. در مجموع این تحقیقات نشان می دهند طلاق غالباً رویدادی آسیب رسان برای والدین و فرزندان است (استیوارت5 و همکاران، 1997). این رویداد پیامدهای اقتصادی قابل ملاحظه ای داشته و معمولاً منجر به فقر زنان می شود (بیانچی6 و دیگران،1999؛ اسموک7،1993،1994) این فقر به نوبه خود اثرات منفی بسیاری بر رشد فرزندان به جا می گذارد (مک لوید8 ،1998).
بچه های طلاق با طیف وسیعی از مشکلات نظیر اعتماد به نفس پایین (سادوسکی9و کلی،1993)، افزایش خطر کودک آزاری، افزایش میزان طلاق در بزرگسالی، داشتن مشکل در روابط بین شخصی (آدامز10،آور هولسرو لهنرت،1994 ؛ بلک11 و اسپرینکل،1991) و افزایش میزان بروز اختلالات روانی در بزرگسالی و خودکشی دست به گریبانند (کاپلان سادوک12،2003 ؛آماتو13 ،1991؛ آماتو و بوت14،1991،1997؛ چرلین15 و همکاران،1998؛ راس16 و میروسکی ،1999؛). با اینکه در برخی مواقع طلاق بهترین گزینه برای یکازدواج از هم پاشیده است با این حال خود افراد طلاق گرفته نیز با مشکلات متعددی مواجه می شوند بعنوان مثال خطر طلاق برای ایجاد افسردگی بیشتر از بیوه شدن است (کاپلان سادوک، 2003).
تحقیقات نشان می دهد که تنشهای زناشویی و تعارضات زناشویی مخرب عمده ترین عوامل خطرساز برای آسیب‌های روانی و کارکرد نامطلوب است؛ در حالیکه مؤلفه های ازدواج موفق با سلامت و طول عمر رابطه مستقیم دارد (مورای17، 2000).
هر چند در خصوص پیامدهای طلاق رسمی برای زنان و فرزندانشان تحقیقات جامعی در ایران و سایر کشورها صورت گرفته با این حال در خصوص پیامدهای طلاق عاطفی تحقیقات اندکی یافت می شود. از این رو پژوهش حاضر با مقایسه سازگاری زنان و فرزندانشان در خانواده های طلاق عاطفی و رسمی به مقایسه پیامدهای این دو نوع طلاق می پردازد. به عبارت دیگر پژوهش حاضر سعی دارد به این پرسش پاسخ دهد که کدام نوع طلاق رسمی یا عاطفی پیامدهای مخرب تری برای زنان و فرزندانشان به عنوان آسیب پذیرترین افراد درگیر در این پدیده دارد.

1-3- اهداف تحقیق
هدف اصلی:بررسی تفاوت سازگاری زنان و کودکاندرخانواده های درگیر طلاق رسمی و طلاقعاطفی
اهداف جزئی:
1-بررسی تفاوت سازگاری زنان درخانواده های درگیر طلاق رسمی و طلاقعاطفی.
2- بررسی تفاوت سازگاری کودکان درخانواده های درگیر طلاق رسمی و طلاقعاطفی.
1-4- اهمیت وضرورت پژوهش
تمامی انسانها در دایره محدود زندگی زناشویی خود به نوعی در معرض آسیب های روحی و روانی قرار دارند . این اثر تاریخی با اوج گیری تجدد در قرن بیستم مکانیسم پیچیده تری به خود گرفته و آسیب های ناشی از این فرآیند نیز بسیار پیچیده تر شده است . شاید برای بسیاری از مخاطبان جراید مشاهده آمار های رو به گسترش طلاق دادگاهی هر جامعه ای بویژه در جامعه ایران در سال های اخیر جای تعجب داشته باشد اما با بررسی دقیق تر در نوع زندگی های مشترک امروزی شاهد شکل جدیدی از طلاق هستیم به نام طلاق عاطفی ، طبیعی است که امروزه دیگر ایمنی به مفهوم گذشته برای هیچ کس در هیچ محدوده ای وجود ندارد.
احساس ناکامی از خطرناک ترین عواقب طلاق عاطفی است که ممکن است هر یک از طرفین را به سمت خطرات گوناگون و رفتارهای ضد اجتماعی سوق دهد. تا کنون در زمینه عواقب و آثارسوء طلاقعاطفی (زندگی هایی که ظاهرا ادامه دارند، اما در باطن بسیار وخیم تر از جدایی معمولی هستند) مطالعاتی عمیق و آکادمیک در کشور ایران صورت نگرفته است، در حالی که با مشاهده بافت زندگی های ایرانی و نوع تحمیلاتی که معمولا از سوی بزرگان خانواده متوجه زوجین جوان است،پی می بریم که در کشور ما این مورد به وفور یافت می شود (خلیلی ، 1388).همچنین با توجه به بافت مذهبی، اعتقادی، اقتصادی و قضایی خاص کشورمان برآورد می شود نرخ طلاق عاطفی بیش از طلاق رسمی باشد؛ هر چند در خصوص پیامدهای طلاق رسمی برای زنان و فرزندانشان اطلاعات نسبتاً جامعی وجود دارد با این حال در خصوص پیامدهای طلاق عاطفیاطلاعات چندانی موجود نیست.
لذا انجام پژوهش های علمی در خصوص پیامدهای آسیب رسان این پدیده ماهیتاً مخرب ضروری به نظر می رسد. با توجه به افزایش نرخ طلاق رسمی و همچنین نرخ بالای طلاق عاطفیدر کشورمان ایران لزوم پرداختن به این پدیده ها ضروری به نظر می رسد. از آنجائیکه هر گونه اقدام پیشگیرانه و مداخله گرایانه در این خصوص بایستی منوط به یافته های دقیق و علمی باشد، لذا ضرورت انجام پژوهش های تجربی در این حوزه به شدت احساس می شود.
از سوی دیگر مشکلات زناشویی روی سلامت روانی و جسمانی زن و شوهر و کودکان و روی روابط میان فردی و روابط اجتماعی آنها تاثیر بسزایی دارد و حتی ممکن است منجر به بروز بیماری های روان تنی شود. با شناخت این موضوع و پیامدهای آن می توان به سلامت خانواده و در نتیجه به سلامت جامعه کمک بزرگی کرد.
در نهایت شناخت بهتر علل طلاق عاطفی و رابطه آن با سازگاری می تواند نتایج مهمی برای زوجین و خانواده ها به بار آورد و با شناسایی این علل و تاثیرات در رفع به موقع این مشکل اقدام کرد. پس از آنجا که هدف پژوهش حاضر بررسی پیامدهای طلاق عاطفی و تأثیر آن بر سازگاری افراد درگیر در این پدیده (زنان و کودکان) می باشد، نتایج حاصله از اهمیت ویژ ه ای برای زوجین، خانوادهها و مشاوران خانواده و دستاندرکاران برنامهریزی مربوط به امور خانواده برخوردار است.

1-5- پرسشهای تحقیق
از آنجائیکه در خصوص موضوع پژوهش حاضر پیشینه و مباحث نظری مرتبطی وجود ندارد از این رو به جای ارائه فرضیه به طرح پرسش پرداخته می شود.
پرسش شماره 1: آیا بین سازگاری زنانی که طلاق رسمی گرفته اند و زنانی که درگیر طلاق عاطفی هستند تفاوت وجود دارد؟
پرسش شماره 2: آیا بین سازگاری کودکانی که والدین آنان طلاق رسمی گرفته اند و کودکانی که والدین آنها درگیر طلاق عاطفی هستند تفاوت وجود دارد؟

1-6- تعریف نظری و عملیاتی متغیرها
متغیرهای این تحقیق عبارتند از:سازگاری،طلاق عاطفی، طلاق رسمی
1-6-1- تعریف نظری متغیر سازگاری: منظور از سازگاری انطباق متوالی با تغییرات و ایجاد ارتباط میان خود و محیط است به نحوی که حداکثر خویشتن سازی را همراه با رفاه اجتماعی ضمن رعایت قایق خارجی امکان پذیر می سازد. به این ترتیب سازگاری یعنی شناخت این حقیقت که فرد باید هدف های خود را با توجه به چارچوب های اجتماعی- فرهنگی تعقیب کند(راجرز18، ????).
1-6-2- تعریف عملیاتی سازگاری: در این پژوهش سازگاری زنان نمره ای است که آنان از مقیاس پرسشنامه سازگاری بل بدست می آورند وسازگاری کودکان نمره ای است که کودک از مقیاس افسردگی، اضطراب و فشار روانی(DASS) لایبوند و لایبوند و مقیاس پرخاشگری باس و پری بدست می آورد.
1-6-3- تعریف نظری طلاق رسمی: طلاق رسمی به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن همسران از یکدیگر است.
1-6-4- تعریف عملیاتی متغیر طلاق رسمی: در این پژوهش طلاق رسمی متغیر مستقل بوده و منتسباست بهافراد که طلاق خود را بطور قانونی ثبت کرده اند.
1-6-5- تعریف نظری متغیر طلاق عاطفی: ماری باون مفهومی بنام طلاق عاطفی که فاصله شدید روانی بین زوجین را ترسیم می کندمطرح نمود به نظر وی در این وضعیت اعضای خانواده متناوباً به عوارض گوناگونی مانندایستایی رابطه وانجماد در رابطه دچار خواهند شد(استرلین کلمنت19،1993).
1-6-6- تعریف عملیاتی متغیر طلاق عاطفی: در این پژوهش طلاق عاطفی متغیر مستقل و انتسابی است وعبارت است از نمره ای که آزمودنی از پرسشنامه طلاق عاطفی(هاشمی،1392) بدست می آورد.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
مقدمه:
موضوع پژوهش حاضر بررسی تأثیرطلاق عاطفی بر سازگاری زنان و کودکان است. این فصل شامل دو قسمت کلی می باشد
1- مبانی نظری در باب متغیرهای پژوهش
2- پیشینه پژوهش. در بخش مباحث نظری ابتدا درخصوص طلاق، انواع و علل و پیامدهای آن مطالبی آورده می شود.
در ادامه مباحث نظری سازه سازگاری مطرح می شود. در بخش دوم، پیشینه تحقیقاتی در خصوص ارتباط شاخصهای سازگاری زنان و کودکان با طلاق و مشکلات زناشویی آورده شده است.
2-1- مبانی نظری سازه طلاق
تعاریف طلاق: “طلاق” اسم برای تطلیق است یعنی از بین بردن قید. در کتب لغت، برای واژه طلاق معنای گوناگونی گفته شده است مانند رهایی، آزادکردن، ترک کردن (گواهی، 1373).در لغت نامه دهخدا “طلاق” به معنی رها شدن از قید نکاح، رها شدن از عقد نکاح، رها کردن و فسخ کردن عقد نکاح آمده است (دهخدا، 1335).
در فرهنگ معین “طلاق” به معنی جداشدن یا جدایی زن از مرد و نیز به معنای رها شدن زن از قید نکاح آمده است.بر مبنای گفته لنگرودی (1374) طلاق به معنی رد کردن، انکارکردن، نپذیرفتن، قبول نداشتن، اقرار نکردن، نشناختن، منکر شناسایی شدن، رها کردن (معین، 1371).
مترجم شرایع می نویسد: “طلاق در امت به معنی گشودن گره است” و نیز به معنای رها کردن، واگذاردن. مثلا می گویند که: فلان ساقه طالق است. یعنی رها است، هر کجا که می خواهد می رود و می چرخد. یا اینکه طلاق دادم فلان قوم را (محقق حلی، 1374).به اعتقاد کاتوزیان: “طلاق ایقاعی است تشریفاتی که به موجب آن، فرد به اذن یاحکم دادگاه، زنی را که به طور دائم در قید زوجیت اوست رها می سازد” (کاتوزیان، 1375).در فقه اسلامی طلاق این چنین تعریف شده است: ” اذاله نمودن و از بین بردن قید نکاح بواسطه صیغه (طلاق) بدون آنکه عوضی در مقابلش ملاحظه شود (محقق حلی، 1374).بعضی از استادان حقوق فرانسه از طلاق20 تعریفی به شرح زیر به عمل آورده اند: “طلاق قطع رابطه زناشویی به حکم دادگاه، در زمان حیات زوجین، به درخواست یکی از آنان یا هردو است” (همان ،1963). در بررسی های اجتماعی، به انحلال قانونی و شرعی و عرفی ازدواج تحت شرایط و مقرراتی خاص، طلاق گفته می شود. در معنای محدود و خاص تر نیز، “انحلال رابطه زن و شوهری در ازدواج دائمی که بعد از آن از نظر رعایت حقوق و تکالیف مربوط به زناشویی مسئولیتی برای زن و شوهر نخواهد بود، ‌طلاق گفته می شود” (گلچین و سیدی، 1387).
در حقوق امروز ایران طلاق به حکم دادگاه واقع می شود و در تعریف آن می توان گفت: طلاق عبارتست از انحلال نکاح دائم با شرایط و تشریفات خاص از جانب مرد یا نماینده ی قانونی او. بنابراین طلاق ویژه ی نکاح دائم است و انحلال نکاح منقطع از طریق بذل یا انقضاءِ مدت صورت می گیرد. ماده ی 1139 قانون مدنی در این باره می گوید: “طلاق مخصوص عقد دائم است وزن منقطعه با انقضاء مدّت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می شود(امامی، 1374).
در اکثر کشورها، طلاق باید با اجازه قاضی و یا یک مرجع قانونی در فرآیندی قانونی صورت بگیرد و حتی در برخی از کشورها مانند: مالت و فیلیپین طلاق جایز شمرده نمی شود. فرآیند قانونی طلاق نیز شامل مواردی هم چون: حمایت همسر، سرپرستی فرزند، ‌توزیع دارایی ها و تقسیم بدهی هاست که معمولاً موضوع های مهمی هستند. در بیشتر نظام های قضایی، طلاق را باید دادگاه تأیید کند تا مؤثر باشد. در برخی از کشورها مانند پرتغال نیز موقعی که دو طرف بر سر طلاق و شرایط آن به توافق می رسند می توانند برای تأیید و ثبت طلاق خود به مراکز غیر قضایی مراجعه کنند. البته در این کشور، ‌طلاق های از این نوع، از مارس 2008 به صورت اینترنتی صورت می گیرد و نیازی به مراجعه حضوری دو طرف برای گرفتن گواهی طلاق نیست. در همه ایالات آمریکا نیز والدین هنگام جدایی از یکدیگر باید برنامه والدینی داشته باشند تا وظائف و مسئولیت های آن ها در قبال فرزند مشخص باشد (حقانی، 1388).

2-1-1- انواع طلاق:
از نظر فقه اسلامی طلاق به انواع زیر دسته بندی می شود:
طلاق رجعى:طلاقى است که به درخواست مرد جارى مى‌شود و در آن وى موظف است تمام حقوق زن را از قبیل صداق، نفقه، پوشاک و مسکن براى مدت ??? روز (زمان عده) تأمین کند. در این نوع طلاق،مادامى که عده زن منقضى نشده باشد، مرد مى‌تواند به زن خود رجوع کند و با رجوع مزبور، بدون تحلیل نکاح و عقد جدید، مى‌توان با او زندگى کند. در این حال طلاق باطل مى‌شود (محقق حلی، 1374).
طلاق باین: طلاقى است که در آن مرد حق رجوع به زن خود را ندارد، یعنى برعکس طلاق رجعی، نمى‌تواند بدون جارى شدن عقدى جدید به او رجوع کند و در برخى از انواع آن، اگر مرد بخواهد به زن خود رجوع کند، لازم است تجدید نکاح کند (محقق حلی، 1374).طلاق باین انواعى دارد:
?- طلاق دختر صغیر یعنى دخترى که هنوز ? سال تمام ندارد.
?- طلاق زن یائسه یعنى زنى که به سن نازائى (حدود ?? سالگى) رسیده و دیگر نمى‌تواند بچه‌دار شود.
?- طلاق در دوران نامزدى یعنى پیش از انجام مراسم عروسى
?- طلاق زن سه طلاقه یعنى زنى که او را سه بار متوالى پس از ازدواج طلاق داده باشند.
?- طلاق خلع یا خلعى که در آن زن به‌‌دلیل کراهتى که از شوهر خود دارد در مقابل مالى که به او مى‌بخشد طلاق مى‌گیرد.
?- طلاق مبارات که در آن طرفین به‌علت کراهتى که از هم دارند به طلاق اقدام مى‌کنند. در طلاق مبارات، زن مالى را که کمتر از مهر او است به مرد مى‌پردازد (محقق حلی، 1374).

طلاق عدى: طلاق عدّى یا طلاق عدّه در دو مفهوم به‌کار مى‌رود:
?- طلاق زنى که ? بار (? بار در ? بار) طلاق گرفته و بعد از هر سه طلاق، محلّلى وجود داشته است. اینگونه طلاق در هیچ صورتى حق رجوع ندارد (محقق حلی، 1374).
?- طلاق زنى که شوهر او در موقع عده رجوع کرده و بعد او را دوباره طلاق داده است (صدر، ??85).
در متون اسلامى به‌گونه? دیگرى از طلاق تحت عنوان ‘طلاق ایلاء’ برمى‌خوریم که در دوره? پیش از اسلام در عربستان رواج داشت. طلاق ایلاء طلاقى بود موقت که به مدت ? ماه یا بیشتر جارى مى‌شد. اسلام این طلاق را غیرشرعى و ممنوع اعلام کرد (صدر، ??85).
مراحل طلاق ممکن است دشواری ها وتنش هایی را پدید آورد که بر زن و شوهر و فرزندان و خویشاوندان و دوستان آنها نیز تاثیر گذار باشد. این مراحل عبارتند از :
1- طلاق عاطفی: بیانگر رابطه زناشویی روبه زوال است.تنش دائمی زن وشوهر معمولاًبه جدایی منجر می شود.
2- طلاق قانونی : در این مرحله از طلاق به ازدواج پایان داده می شود.


دیدگاهتان را بنویسید